الشيخ محمد علي اسماعيل پور القمشهاى
225
الدلائل الظاهرات (استفتائات واستدلالات)
حاصل است بنابراين نفاس هم جزء امراض حساب مىشود غالباً و در مورد خوف قتل مانع از اجراى حدّ است و غالباً هم خوف قتل هست و احوط است كه مطلقاً تأخير بيندازند تا از نفاس خارج شود چه خوف قتل باشد يا نباشد و او كمتر از مستحاضه نيست كه حكم او به مقتضاى نصّ تأخير حد است تا پاك شود مطلقاً و غالباً نفاس طول مىكشد و به استحاضه مىرسد و حكم بعد از گذشت ايام نفاس آسانتر از حكم قبل از آن نيست بحسب تناسب حكم و موضوع . سؤال 424 . آيا بين عارضهاى كه قبل از صدور حكم حاصل شده با آنچه بعد از حكم بوده تفاوتى هست ؟ جواب : صدور حكم به اصل جلد ربطى به حكم جلد در زمان خاصّ ندارد و حكم آن جدا است بنابراين حاكم بايد حكم اجرا در زمان خاص را صادر كند و وقتى مانع وجود پيدا كرد ولو بعد از حكم اول بايد تأخير انداخت . سؤال 425 . آيا بين عارضهاى كه محكوم عمداً بر خود وارد كرده است با آنچه به طور طبيعى عارض شده تفاوتى هست ؟ جواب : وقتى خوف مرگ باشد در تازيانه زدن فرقى نيست چون موضوع به هر حال ثابت است . سؤال 426 . آيا بين عارضه دائمى ( سرطان ) و موقتى ( درد آپانديس ) فرقى هست ؟ جواب : بلى در عارضه دائمى حدّ بايد اجرا شود ولى با ضغث ( شلاق صد شاخه اى ) كه يك بار بزنند ولى در موقت بايد صبر كنند تا احتمال خطر مرگ بر طرف شود و بعداً به طور معمول حدّ اجرا شود . « 1 » چون اين معنى از روايات وارد در مورد كسى كه شكم او آب آورد ( قد استسقى بطنه ) استفاده مىشود . سؤال 427 . در عوارض زائل شدنى آيا بين مواردى كه درمانش زمان زيادى نياز دارد مثل
--> ( 1 ) تعرض للروايات فى الجواهر 340 - 341